خرید بک لینک
من در خواب نگران سفر تورنتو خودم بودم و مردم در واقعیت نگران حمله تروریستی تهران...

التماس دعا

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:23

هر کسی سبک زندگی خودشو داره، کل تلاشم درحال اخیر این بود که به آدمای اطرافم بفهمونم که نمیتونن زندگی منو عوض کنن.

روش خودمو برای خودم دارم و مهم نیست بقیه فکر میکنن چه روشی درست تره...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:23

خواب ها هم دنیایی برای آدم میسازند ها.... بعد از مدتها دوباره جدال خواهر خوب_خواهر بد رو تو خواب تجربه کردم. اینکه یکی حامی داره و از کارای بدش کسی ایراد نمیگیره و اون یکی فریاد بر میاره که بابا منم هستم... اونقدر که فکر میکنین بد نیستم، ایرادای اون رو هم ببینید... فقط چون بزرگتره، حق با اونه، اون

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:23

اولین امتحان، دانش خانواده و جمعیت، درسی که تو دبیرستان تو دو فصل کل کتاب رو خوندی بودیم، اونم در شرایطی که تقریبا کل کتاب رو باید میخوندم. و همه میگفتن آسونه و بیست میشی.

واقعا دیگه نمیتونم بخونم. درسم رو خونده بودم ولی ولی ولی، لعنتی سر امتحان یادم نمیومد... انگار نه انگار... نشستم کلی به برگه نگاه کردم. به 15 نمره رسوندم و گفتم به درک... برگه رو دادم....

خدایا امتحانات رو از زمین محو کن....

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:23

فکر کن کلی بگردی دنبال یه وبلاگ قدیمی که تو یه سرویس دیگه ایجاد کردی، از آخر هم پیداش نکنی.....

بسیار خسته گشتم...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:23

بعد از دکلمه ای تلخ از علیرضا آذر، آهنگی از حامد پهلان پلی میشود :)

سلام علیکم

التماس دعا

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:37

از ویژگی های دوست داشتنی زمان، گذشتنه...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 18:52

بعضی حرفها رو نمیشه گفت.

کاش همیشه یه آپشن برای پاک کردن حرف هایی که نباید بگیم و گفتیم وجود داشت...

التماس دعا

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 4:33

بابا: من دارم میرم بانک مرکزی

من:منم میام

من به مامانم:پایین بریم، دستشوییاش خوبه

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:11

جدیدا بحث کراش تو دانشگاه ها خیلی رواج پیدا کرده، الان که یادم میاد میبینم منم تو پیش دبستانی کراش داشتم. یه پسر آرام و مظلوم و خجالتی. فکر کنم موهاش فر بود. اسمش رو یادم نمیاد ولی از همون اول سکوت و آرامشش جذبم کرد. من تو اکیپ دخترای شر بودم. خودم اونقدر شر نبودم ولی اکیپی بودیم واسه خودمون... بزر

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:11

کلاس اول دبستان که بودم میخواستم به مامان بزرگم سواد یاد بدم. ولی برام خیلی عجیب و ناراحت کننده بود که خودشون نمی خواستن.

وقنی به 18-19 سالگی رسیدم فهمیدم ناامیدی و بی انگیزه بودن چجوری جلوی آدما وایمیسته...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

سر یه کلاس عمومی نشسته بودیم، استاد گفت شما چقدر برنامه ریزی کردین و چند سال درس خوندن و تست زدین و آزمون دادین که بیاین دانشگاه.

به دوستم گفتم من جز سال آخر هیچوقت این کارا رو نکردم. بهم گفت اشتباه کردی و گفتم من الان دقیقا همون جایی نشستم که تو نشستی...

از پاسخ بازماند.....

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

شخصیتم شروع کرده به جبهه گیری در برابر تاثیرات و کار های اطرافیان.

بحث میکنم، ناراحتشون میکنم، تخریبشون میکنم...

ولی دیگه آرزوی مرگ نمیکنم.

حتی اونقدر که قبلا عذاب وجدان داشتم الان ندارم

میدونم داره باعث ناراحتی دیگران میشم، ولی حال خودم خوبه

الان نمیخوام بمیرم، فقط یه راه فرار میخوام...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

-فردا عیده؟

+آره ،یک ظهر...

-خوب الان چی کار کنیم؟

+میتونیم عید رو بهم تبریک بگیم...

- اوهوم... عیدت مبارک

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

بهار

فصلی که هواش خواب می طلبه و نباید با خوابیدن به قشنگیای این فصل خیانت کرد...

امروز بودی اقاقیا رو حس کردم.

زیر سقف نمونید، به خودتون خیانت نکنید...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

بدون شک میتونم بگم که آهنگ غم و شادی محسن چاوشی از بهترین کارهای هنری ساخته شده است...

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 19:0 ] [ فائزه ] [ ]

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

همیشه برام این سوال مطرح بوده که چجوری مردم دوستای پایه دارن و روزایی که بیکارن از صبح میرن بیرون و تا بوق سگ اون بیرون خوش میگذرونن. در عوض من تو این چهاردیواری بطور احمقانه ای نشستم و خودمو به مرز جنون رسوندم. خوب، اینجا چند سوال بوجود میاد:1- آیا دوستای اونا دوستن و دوستای من برگ چغندر؟ که یک سوا

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

وبلاگ برام تو ماه رمضان یه حال دیگه ای داره.

اونقدری که الان بهش حس تعلق و مسئولیت دارم رو تا چند ساعت پیش نداشتم.

اتفاقای خوب براتون آرزو دارم.

رمضان مبارک...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

باباش خوابه، بالای سرش راحت حرف میزنم.

نامزدش تو اتاق خوابیده و این تو هال داره با زمزمه حرف میزنم.

کاش میمردم و همچین چیزایی نمیدیدم...

برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 20:02

صفحه بندی